50
قَالَ لَهُ جَبْرَئِيلُ: يَا إِبْرَاهِيمُ اعْتَرِفْ بِذَنْبِكَ وَ اعْرِفْ مَنَاسِكَكَ فَسُمِّيَتْ عَرَفَاتٍ لِقَوْلِ جَبْرَئِيلَ اعْتَرِفْ فَاعْتَرَفَ». 1
3. بعد از ابراهيم تا ظهور اسلام
وجود حج در اين برهه از زمان هم جاى هيچ شك و شبهه نيست. علاوه بر آيات و رواياتى كه در آغاز اين فصل گذشت، آيات ديگرى هم دلالت بر وجود حج و كيفيت بعضى از مناسك حج در اين زمان خاص دارد كه شرح آنها در ذيل مىآيد.
1. ( قٰالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هٰاتَيْنِ عَلىٰ أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمٰانِيَ حِجَجٍ ...). 2
آيه مباركه، در مورد ازدواج حضرت موسى با يكى از دختران شعيب است كه مهريه دخترش، هشت سال كار قرار داده شد. از اينكه بهجاى «ثمانى سنين» ( ثَمٰانِيَ حِجَجٍ ) ذكر شده، فهميده مىشود كه در آن زمان، حج آنقدر معروف بوده كه معيار شمارش سال قرار مىگرفت و از سوى ديگر بيانگر اين مطلب است كه در هر سال يكبار حج صورت مىپذيرد؛ چنانكه امام صادق(ع) در پاسخ پرسش كنندهاى كه پرسيد: آيا قبل از اسلام مردم حج انجام مىدادند؟
فرمود:
«نَعَمْ وَ تَصْدِيقُهُ فِي الْقُرْآنِ قَوْلُ شُعَيْبٍ حِينَ قَالَ لِمُوسَى حَيْثُ تَزَوَّجَ ( عَلىٰ أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمٰانِيَ حِجَجٍ )
وَ لَمْ يَقُلْ ثَمَانِيَ سِنِينَ». 3
2. ( وَ عَهِدْنٰا إِلىٰ إِبْرٰاهِيمَ وَ إِسْمٰاعِيلَ أَنْ طَهِّرٰا بَيْتِيَ لِلطّٰائِفِينَ وَ الْعٰاكِفِينَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ ) 4
پيمان الهى از دو پيامبر بزرگوار اين بود كه: كعبه را براى زائران و طوافكنندگان و معتكفان و ركوع و سجدهگزاران؛ چه آنهايى كه الآن موجود هستند و چه آنانكه بعداً مىآيند، پاك و پاكيزه نگه بدارند؛ بهخصوص با عنايت به اينكه اين مأموريت در اواخر عمر حضرت ابراهيم به او ابلاغ شد و بهيقين مربوط به زمان خاص نبوده است. شاهد قطعى اين برداشت، روايتى بود كه قبلًا ذكر شد كه امام صادق(ع) براى اثبات حج