33نسبت مىدهند كه يكى از مدّعيان مهدويت به نام «ملا محمد مهدى اتكى» پايهگذار آن بوده و آراى خود را در كتابى به نام برهان به نگارش در آورده است. داستان اين حج آنگونه كه «مولانا عبد الخالق» نوشته، بدين گونه است: «فردى گمراه به نام ملا محمد مهدى اتكى ساكن پنجاب بود. از آنجا هجرت كرد تا به محلى از بلوچستان به نام كيج رسيد و از جهل و نادانى مردم آن جا سوء استفاده كرد و خود را مهدى موعود خواند و گروهى به وى گرويدند. او گفت: در قيامت از نماز و روزه و حج و زكات كسى سؤال نمىشود! و با اين بدعت كفرآميز، گروهى را به ترك نماز و روزه و حج و زكات وادار ساخت و به جاى حج كعبه مشرفه اعمالى مشابه حج را بدعت نهاد و اماكنى شبيه اماكن مقدسه بنا كرد، مانند كوه عرفات و كوه ثور و غار حِرا و خانه كعبه تا مردم آن را به عنوان حج زيارت كنند.
احمد مولانا مىنويسد: «حج آنها نه به سوى كعبه مكرمه و در ماههاى حرام است، بلكه كوه معروفى به نام «كوه مراد» را كه در جنوب شهر تربت قرار دارد محل برگزارى اعمال خود قرار داده و در روزهاى آخر ماه رمضان از 27 به بعد، طى سه روز حج مىگزارند!» 1
حج در چين
چين نيز مانند هند، كشور يك ملت و مذهب نيست بلكه آميختهاى است از مليتهاى مختلف و زبانهاى گوناگون و نامتجانس. تاريخ نگاران فرهنگ و تمدن هند را از سه هزار سال قبل از ميلاد تاكنون به رشته تحرير درآورده و عادات و رسوم و اديان آنان را به ثبت رسانيدهاند كه از ذكر آن مىگذريم و تنها به شمّهاى از آنچه به حج چينىها و اعمالشان مربوط مىشود، بسنده مىكنيم:
مشهورترين بنايى كه چينىها به قصد زيارت آن مىروند، «هيكل و قربانگاه آسمان» است. مىگويند: امپراتور بزرگ چين به نام «تاىدزونج» در ساعت سه بامداد