32هندوها به تقليد پيشينيان خود دعاها و نمازها و آداب ديگرى را به زبان سانسكريت مىخوانند و كاروانهاى بزرگى به راه مىاندازند و به عبارت ديگر حجّ گزاران زيادى را حركت مىدهند و رهسپار حرمها و معبدهايى مىكنند. آنها از عبادات نماز و ادعيه چيزى نمىفهمند؛ زيرا به زبان سانسكريت خوانده مىشود. آنها فقط بتهايى را مىشناسند كه با زيور آراسته شده و با طلا مزين گشته است و با جواهرات قيمتى آرايش دادهاند و به نوعى با آنها عمل مىكنند كه گويى انسانند و شعور دارند!
بزرگترين مراسم و آداب جمعى از ديدگاه هندىها، قربانى كردن است. به نظر هندوها، قربانى فقط يك عمل صورى نيست بلكه آنها عقيده دارند كه اگر براى خدايانشان قربانى نكنند، از گرسنگى خواهند مرد! آن زمان كه خوردن گوشت انسان هنوز در ميان هندوها رايج بود قربانى را از انسانها مىگرفتند و تدريجاً با پيشرفت اخلاق و فرهنگ مردم اين كشور، قربانى انسان به قربانى حيوانات تبديل شد.
مهمترين مركز عبادى هندوان كه از قرن شانزدهم قبل از ميلاد مورد توجه بوده، شهر بنارس است كه اهميت ويژهاى به آن داده و همه ساله به عنوان كعبه حج برگزيده شده و حدود يك ميليون بودايى از هند و چين رهسپار زيارت آن مىشوند و آرامگاههايى را زيارت مىكنند و معبد طلايى در آنجا قرار دارد.
ويل دورانت در توصيف اين شهر مىنويسد:
«بنارس يكى از شهرهاى مقدس هند است كه عنوان كعبه براى ميليونها زائر دارد. مردان كهن سال و زنان سالخورده از اطراف و اكناف، قصد آن مىكنند و بدان جا مىآيند تا در نهر مقدس (نهر كنج) خود را شست و شو دهند تا از گناه پاك شوند و از آلودگى پيراسته گردند و به زيارت مردگان بروند».
اين نمونهاى است از حج هند باستان، اگر چند قرن جلوتر بياييم و به قرن هشتم هجرى برسيم، با نوع ديگرى از حج مواجه مىشويم كه برخى منحرفان آن را به اسلام