159
واژه «قرامطه»
ديديم كه نام فرقه «قرامطه» از لقب بنيانگذار آن حمدان قرمط اخذ شده است. اكنون بايد ديد كه اين واژه به چه معنايى است و چرا به حمدان، «قرمط» گفته مىشد. در اينجا احتمالهاى مختلفى داده شده كه مهمترين آنها را مىآوريم:
- ابن نديم گفته: از آن جهت به حمدان، «قرمط» گفته مىشد كه قدى كوتاه داشت. 1
- بغدادى گفته: او در راه رفتن گامهاى كوتاهى برمىداشت و يا در نوشتن ميان خطوط فاصله كمى مىداد. 2
- ابن منظور بىآنكه اشارهاى به وجه تسميه قرامطه كند گفته است: قرمطه به معناى برداشتن گامهاى كوتاه و هم به معناى نزديك هم نوشتن و دقت در آن آمده است. 3
- جرجانى گفته: قرمط نام يكى از روستاهاى واسط است 4 و ابى خلف اشعرى لقب حمدان را «قرمطويه» ذكر مىكند. 5
- آقاى دكتر مشكور از طبرى و ثابت بن سنان نقل كرده كه اين واژه به معناى «كرميتى» يعنى سرخى چشم است و از ابن جوزى نقل كرده كه كرميتى به معناى قوّت بينايى و تيزبينى است، سپس اضافه كرده: چنين مىنمايد اين كلمه از لهجه آرامى محلى شهرِ واسط به عاريت گرفته شده باشد كه در آن قرمط هنوز به معناى تدليس كننده است. كارل فولدرس مىگويد: كلمه قرمط با ريشه يونانى «قرّماطا» به معناى حرف، ارتباط دارد. همچنين نام قرمط به خط ويژه نسخى اطلاق مىشود و الفباى سرّى قرمط نيز در متون يمنى وجود دارد. 6
- لوئى ماسينيون كه تحقيقى درباره قرامطه دارد از «ولرز» نقل كرده كه اين واژه را با يكى از كلمات يونانى يكى دانسته ولى احتمال دارد كه اين اصطلاح مشتق از گويش محلى آرامى شهر واسط باشد؛ يعنى در جايى كه قرمطا معناى مدلّس مىداده