160است ... اصطلاح قرمط از نظر خط شناسى به خطى اطلاق مىشد كه خط نسخى نام داشت. اخيراً «گريفينى» در متون يمنى به الفباى ويژه قرمطى برخورده كه سرى بوده است. 1
- پطروفسكى پس از نقل گفتههاى ماسينيون در پاورقى كتاب خود از «ايوانوف» نقل كرده كه گفته: كلمه قرمط از «قرميثه» مأخوذ است كه به معناى كشاورز، روستايى در لهجه سريانى بينالنهرين سفلى؛ يعنى زبان آرامى مىباشد. 2
ما تصوّر مىكنيم كه اگر اين لقب را مخالفان قرامطه به رهبر آنها داده باشد، معناى تدليس و مدلس مناسبتر است، بخصوص اين كه به عبداللّه بن ميمون نيز (با صرفنظر از صحت انتساب او به قرامطه) لقب شعبدهباز و حيلهگر دادهاند. و اگر اين لقب را پيروان حمدان قرمط به او داده باشند، مناسب چنين است كه آن را به معناى كشاورز بگيريم؛ زيرا همانگونه كه از ابن نديم نقل كرديم، حمدان به كشاورزى و گاودارى مشغول بوده است هر چند احتمال اين كه اين لقب به خاطر سرخى چشم يا كوتاهى قد يا گامهاى كوتاه يا خط ريزنوشتن حمدان بوده احتمال بعيدى نيست و به هرحال، مسأله چندان مهم نيست.
اعتقادات قرامطه
اصول اوليه اعتقادات قرامطه، همان اصول پذيرفته شده در فرقه «اسماعيليه» است، منتها اين گروه از اسماعيليه، يك سلسله اعتقادات ويژهاى دارند كه آنها را از ديگر گروههاى اين فرقه متمايز مىسازد. البته اعتقاداتى كه به آنها منسوب است در كتب مخالفان آنها آمده و لذا نمىتوان صحت آن را تضمين كرد.
طبق نوشته نوبختى و ابى خلف اشعرى، قرامطه به امامت محمد بن اسماعيل بن جعفر معتقدند و او را همان امام قائم مهدى مىدانند و حتى به نبوت و رسالت او و