158نجاشى در رجال خود مىنويسد: عبدالله بن ميمون اسود قداح برده آزاد شده بنى مخزوم ... از امام صادق(ع) روايت مىكرد و مردى ثقه بود و كتابهاى «مبعث النبى» و «صفة الجنة و النار» از اوست. 1
با وجود توثيق رجالى مهمى چون نجاشى، ترديدى در جلالت قدر عبداللّه بن ميمون نمىماند، بخصوص اين كه در كتب رجالى ما هيچگونه قدحى درباره او نقل نشده و اگر او اسماعيلى بود بدون شك علماى رجال بيان مىكردند؛ زيرا به طورى كه مىدانيم رجاليون ما حسّاسيت عجيبى درباره ذكر مذهب انحرافى شخص دارند. تنها نقطه مبهمى كه وجود دارد، عبارتى است كه كشّى در باره او دارد. كشّى پس از نقل حديثى از امام باقر در تأييد عبدالله بن ميمون مىگويد: عبدالله بن ميمون به «تزيد» (كذا) قائل بود. 2
منظور از كلمه «تزيد» روشن نيست بعضىها آن را به معناى «دوست داشتن زيد» گرفتهاند و بعضى ديگر احتمالات بىربط ديگرى دادهاند. 3 ديگر اين كه در كتب ملل و نحلى كه از طرف شيعه نوشته شده مانند فرق الشيعه نوبختى و المقالات و الفرق اشعرى در معرفى اسماعيليه و قرامطه نامى از ابن ميمون برده نشده است و همچنين ثابت بن سنان كه خود معاصر با حمدان قرمط بود و كتابى تحت عنوان «تاريخ اخبار القرامطة» نوشته است ابداً اسمى از عبداللّه بن ميمون نمىبرد.
به هرحال از نظر منابع شيعى عبداللّه بن ميمون هيچگونه ارتباطى با قرامطه نداشته است. آنچه مسلم است اين است كه مؤسّس فرقه قرامطه، از فرق اسماعيليه، شخصى به نام حمدان بن اشعث قرمطى بود كه پس از مرگ محمد بن اسماعيل بن جعفر از پيروان او جدا شد و با اظهار عقايد خاصى، انشعابى در اسماعيليه به وجود آورد. بنا به نقل ابن نديم، حمدان قرمط در قريهاى به نام «قس بهرام» كشاورزى و گاودارى مىكرد و آدم بسيار باهوشى بود و مرد دانشمندى به نام «عبدان» كه كتابهايى را تصنيف كرده بود به او گرويد و مبلّغانى را به سواد كوفه گسيل داشتند. 4