192اين نامگذارى، نوشته است:
به اين دليل، ايشان را «مُبَدَّع» مىناميم (نه مبتدع) كه بيشتر آنان، تعمدى بر بدعتگذارى در دين نداشته و فقط مجتهدانى بودهاند كه حقيقت را جستوجو كردهاند؛ اگر هم با وجود تلاش، به خطا رفته باشند، مأجورند و سرزنش نمىشوند. 1
البته نمىتوان ايشان را معصوم و از هر خطايى پاك دانست؛ چنانكه شرط وثاقت نيز نمىتواند بهمعناى عصمت از مطلق خطا و اشتباه باشد. ذهبى در اين باره نوشته است: «ما كُلُّ احدٍ فيه بدعةٌ او له هفوةٌ او ذنوبٌ يقدحُ فيه بما يوهن حديثه ولامِن شرط الثِّقة ان يكون معصوماً من الخطايا والخطا». 2
بلكه مهم آن است كه هيچگاه ايشان تعمدى بر احداث چيزى در دين نداشتهاند. قاسمى در اين باره نوشته است:
اين مبدَّعان و امثال ايشان، معصوم نبودهاند تا از انتقاد در امان باشند. كسى نيز نمىتواند بگويد آنان با اينكه به حق رسيدهاند، عمداً از ان دست كشيده و منحرف شدهاند. بلكه نهايت مطلبى كه درباره ايشان مىتوان گفت، اين است كه اين مبدَّعان، اجتهاد كرده و در اين راه به خطا رفتهاند. ازاينرو گفتهاند كه مجتهد ممكن است به خطا رود و ممكن است به حق برسد. البته اگر در اجتهاد خويش،