191
معذوربودن اهل تأويل
همانگونه كه «جمالالدين فارسى» به ان تصريح كرده، مسلمانى كه هدفش رسيدن به حقيقت است و در اين راه نهايت تلاش خود را نيز انجام داده، چنانكه در اين باره به نظرى دست يابد، مجبور است به آن عمل كند و درغيراينصورت، مؤاخذه خواهد شد.
همچنين درصورتىكه به خطا رفته باشد، معذور است و به نص حديث نبوى، مجتهدان هريك از فرقههاى اسلامى مأجورند؛ چه به حق برسند و چه نرسند 1؛ زيرا تمام تلاش خود را انجام دادهاند. درواقع خطاى مبتدع متأول، بهسبب چيزى بوده كه احتمال دليلبودنش را داده است؛ چنانكه ملاعلى قارى در اين باره نوشته است: «خطاى ايشان بهسبب دليل ديگرى است كه به آن رسيده و عمل نمودهاند. پس در اجتهاد خود كوتاهى نكردهاند، و ازاينروست كه به كوشش آنان پاداش داده مىشود». 2
پرهيز اهل تأويل از تعمد بر كذب
ازآنجاكه اهل تأويل، براى دستيابى به حقيقت كوشيدهاند و در اين باره كوتاهى نكرده و تعمدى نيز بر بدعتگذارى در دين نداشتهاند، نمىتوان ايشان را «مبتدع» ناميد؛ زيرا فردى كه به حجتى مىرسد و به آن عمل مىكند، هرگز اعتقادى به بدعتنهادن در دين ندارد. بلكه تنها به فهم و برداشت خود از نصوص عمل كرده و تأويلش در اين باره، «سائغ» 3 است؛ چنانكه جمالالدين قاسمى در بيان