190
گفتار اول: ديدگاه انديشمندان اهل سنت درباره متأولان و روايات ايشان
صاحبنظران اتفاقنظر دارند كه با وجود تأويل، نمىتوان حكم به فسق مبتدع كرد و هر متأولى را فاسق ناميد؛ زيرا درحقيقت، بين فاسق و متأول ازاينحيث فرق است كه عرف عرب، متأول را فاسق نمىداند. 1بلكه متأول، كسى است كه از روى اجتهاد، به عقيدهاى گرايش پيدا مىكند و هيچگاه تعمدى بر مخالفت با اوامر و نواهى الهى ندارد. درحقيقت، شخص متأول وقتى عملى را انجام مىدهد، با دليل است و براساس اعتقاد و تدين خويش حركت مىكند. اگر هم مبنايش فاسد باشد، نزد خداوند معذّر و منجّزى دارد. اگرچه «فسق» را بهمعناى خروج از طاعت دانستيم، چنانكه ذكر شد، شرط اين تأويل آن است كه قطعىالبطلان نباشد. جمالالدين قاسمى در اين زمينه، نوشته است:
هركسى كه با نهايت كوشش، بهقصد دستيابى به حق و اعتقاد درست، به نظرى دست يابد و به آن عمل كند، مأجور است و در صورت اشتباهبودن آن عقيده، نمىتوان وى را سرزنش كرد؛ زيرا بههرحال، وى مأجور است. 2