184
گفتار پنجم: پذيرش روايات در جهت مخالف با بدعت
چنانكه در ديدگاه قبلى بيان شد، برخى براى نپذيرفتن روايات كسانى كه آلوده به بدعتاند، سعى در محدودكردن اين قاعده داشتند تا ازاينرهگذر، روايات هيچيك از اهل بدعت، طرحشدنى نباشد؛ چنانكه در نظريه پيشين، درباره راوى غيرداعيه تفصيل دادند.
قائلان به اين ديدگاه قيدى را مىافزايند و معتقدند كه در صورتى اخبار اهل بدعت داعيه پذيرفته مىشود كه روايات ايشان، در جهت مخالفت با بدعتشان بوده باشد. 1
ادله اين نظريه
باورمندان به اين نظريه معتقدند: به دليل اينكه مبتدع داعيه، عادتاً سعى در ترويج بدعت خويش دارد، بهيقين ازاينرهگذر، رواياتى را كه براى تقويت و تأييد بدعتش است، در جامعه منتشر مىكند تا ديگران را به مذهب خويش سوق دهد. ازاينرو براى ازبينبردن بدعت وى و جلوگيرى از انتشار اين روايات، تنها بايد رواياتى از مبتدع داعيه پذيرفته شود كه مخالف با بدعت او باشد.
نقد و بررسى
1. اينكه گفته شده، ممكن است مبتدع، روايات را بهنفع اعتقاد خويش تحريف و جابهجا كند، ادعايى باطل و موجب تناقض است؛ چون ازيكطرف مىگوييم راوى