182بله، بيشتر محدثان، روايات شخص غيردعوتكننده را پذيرفتهاند؛ مگر آنكه روايات، سبب تقويت بدعتش باشد كه دراينصورت، مردود است و حافظ جوزجانى، استاد ابوداوود و نسائى، دركتاب معرفة الرجال به آن، تصريح نموده و درباره توصيف روايت گفته است: «برخى از آنان، منحرف از حق (اهل سنت) مىباشند؛ اما راستگويند. درباره اين افراد، چارهاى نيست؛ مگر آنكه رواياتى كه منكر و سبب تقويت بدعتش نيست، قبول شود». كلام جورجانى، درست است؛ زيرا علت رد حديث دعوتگر به مذهب، در جايى است كه ظاهر روايت، موافق مذهب بدعتگر باشد؛ اگرچه وى دعوتگر به مذهبش نيز نباشد.
عبدالحق دهلوى 1
«عبدالحق دهلوى» بعد از بيان آراى صاحبنظران درباره احاديث مبتدعه، رأى مختار خود را اينچنين بيان مىكند:
اهل بدعت اگر دعوتكننده و مروج بدعت باشد، رواياتش مردود است؛ ولى اگر داعيه نباشد، اخبار ايشان پذيرفته مىشود؛ مگر اينكه روايات اهل بدعت غيرداعيه براى تقويت و تأييد مذهب ايشان باشد كه دراينصورت، قطعاً اين روايات مردود است. 2
گفتنى است، معيار پذيرش روايت در اين ديدگاه، تقويتنكردن بدعت روايت