167جمعبندى آنها نتيجه گرفت وى نيز قائل به نپذيرفتن روايات مبتدع داعيه مىباشد. او در «كتاب المغنى فى الضعفاء» نوشته است: «جمهور سلف، ديگران را از غاليان نواصب، شيعه، خوارج، قدريه و جهميه برحذر داشتهاند و از ايشان، روايت نقل نمىكردند». 1 سپس وى در كتاب «ميزان الاعتدال» مىنويسد:
همانا اهل بدعت دو دستهاند: بدعت صغرا، مانند غلو در تشيع يا تشيع بدون غلو و