138البته اگر بدعت غيرمكفره باشد، نمىتواند در رد يا قبول روايت، نقشى داشته باشد. بههميندليل، اماماحمد گفته است: «اگر نقل روايت از قدريه را ترك كنيم، بايد روايات بسيارى از اهل بصره را كنار بگذاريم». 1
5. البانى در تصحيح روايات اجلح مىنويسد:
... الاجلح و هو ابن عبدالله بن حجية و هو صدوق كما قال الذهبي في الضعفاء و الحافظ في التقريب و لاعيب فيه سوي أنّه شيعي ولكن ذلك لا يضرّ في الرواية لأنّ العمدة فيها إنّما هو الصدق كما حرّره الحافظ في شرح النخبة و قال الهيثمي في المجمع. 2
وى همچنين در جاى ديگرى درباره اين راوى، بهتفصيل سخن گفته است. 3
چنانكه ملاحظه شد، البانى معتقد است گرايشات مذهبى و بدعت راويان، از جمله تشيع، نمىتواند مانع از پذيرش روايات ايشان باشد؛ زيرا با وجود صداقت و ضبط راوى، مىتوان اطمينان به صحت صدور روايات پيدا كرد.
«دمياطى» بهنقل از استادش «مصطفىبناسماعيل سليمانى»، از البانى، سخن ديگرى