137غير از اينها پرداختهاند. 1
3. البانى در تصحيح روايات «عبدالجبار بن العباس» 2، كه بهدليل تشيع تضعيف شده است، با تصريح به اينكه تشيع راوى، ازنظر محدثان، هيچگونه ضررى به روايت نمىزند، مىنويسد:
آنچه در راوى معتبر است، فقط مسلمان، عادل و ضابطبودن وى مىباشد. اما گرايش به مذهبى كه مخالف اعتقادات اهل سنت است، تا زمانى كه منكر ضرورى دين نباشند، نزد دانشمندان علم حديث، جرح به شمار نمىآيد. 3
4. ايشان در رد تضعيف ثوربنيزيد 4، كه بهدليل گرايش به انديشه قدر تضعيف شده است، مىنويسد:
صاحبنظران جرحوتعديل بر توثيق ثوربنيزيد اتفاق دارند و به احاديث وى احتجاج كردهاند. كسى نيز نتوانسته جز قدرىبودن، طعن و جرح ديگرى را درباره وى ذكر كند.
سپس البانى مىگويد:
آشنايان با علم مصطلحالحديث، خوب مىدانند كه گرايش به قدر، جرح به شمار نمىآيد، تا حديث راوى مردود شناخته شود؛ زيرا آنچه در روايت مهم است، فقط صداقت و ضبط راوى مىباشد و سلامت از بدعت و گرايشات مذهبى راوى،