1361. ايشان در تصحيح روايات «خلفبنايوب بلخى» كه ابن حبان 1 وى را از غاليان مرجئى دانسته است، مىنويسد:
من به جرح خلفبنايوب مطمئن نيستم؛ زيرا جرح وى، تفسير نشده است؛ مگر اينكه بتوانيم از كلام ابن حبان كه او را مرجئى خوانده است، چنين جرحى را برداشت كنيم. اما از اينكه ابن حبان جز مرجئىبودن، طعن ديگرى را براى خلف ابن ايوب ذكر نكرده است، معلوم مىشود، هيچ جرح و طعن ديگرى جز ارجاء، براى وى پيدا نكرده است. درواقع، مرجئىبودن، نزد محققان و دانشمندان علم حديث نمىتواند سبب جرح راوى باشد. ازاينرو مشاهده مىكنيم كه بخارى در صحيحش، به روايات بعضى از روات خارجى، شيعى، قدرى و غير از ايشان از اهل هوا و بدعت احتجاج كرده؛ زيرا آنچه در نقل احاديث معتبر است، وثاقت و ضبط راوى مىباشد. 2
2. وى همچنين در دفاع از «جعفربنسليمان ضُبَعى» 3، كه رمى به تشيع شده است، مىگويد:
آنچه در نقل حديث معتبر است، فقط صداقت و قدرت حفظ و ضبط راوى مىباشد و گرايشات مذهبى راوى، بين خود و خدايش است. پس خداست كه مىداند درباره اين مسائل، با وى چگونه رفتار كند. ازاينرو مىبينيم بخارى، مسلم و ديگران، به تخريج احاديث عده زيادى از ثقات مخالفان مانند خوارج، شيعه و