76از آنجا مراجعت نمودم، رفتم ميان شهر، كنار رودخانه كه در وسط شهر واقع است؛ ولى شهر آباد [و] خوبى است و پرجمعيت است، ولى عابرين سبيل او بسيار است، چون مالالتجاره انگليسى از سمت بغداد مىآيد، حاملين عبور بسيار مىمانند.
[14] و اهالى اين شهر غريبنوازند و مهربان هستند؛ گرچه اغلب اكراد هستند، ولى كليتاً از اهل همدان با انصافترند. غرض، بعد از دو - سه ساعت گردش، آمدم به منزل و عصر هم رفتم قدرى گردش نمودم، مراجعت به منزل نمودم. و در اين شهر بايستى تذكره عبور از كارداران دولت ايران گرفت، ولى سه رقم تذكره مىدهند:
- پياده، هر نفرى دو تومان [و] دو هزار دينار؛
- و از شخص سوار، سه تومان [و] سههزار؛
- و از شخص اعيان و ملاك، پنج تومان [و] سههزار.
- و اداره انگليسى هم پاس مىدهد.
چون از قصر شيرين داخل خاك انگليس مىشويد 1، هر سفرى يك تومان مىگيرد. پياده و سوار فرقى ندارد، ولى در همه آنها از تذكره و پاس، طايفه نسوان معافند؛ فقط اسم يك نفر زن يا دو نفر به ميزان عدد نسوان، هرقدر باشند در تذكره مردهاشان مىنويسند و جنازه را هم باز مىنمايند؛ بعد از رؤيت كه تازه و متعفّن نباشد؛ مهر مىنمايند و هفت هزار [و] سى شاهى دولت ايران مىگيرد ورقه مىدهد، و سه تومان انگليسىها مىگيرند، ورقه مىدهند.
غرض، امروز كربلايى محمد ملازم رفت تذكره و پاس را گرفت و چون جنازه مرحوم حاج آقا هم همراه بود، او را هم ترتيبش را داد، آورد ورقههايش را و عصر هم رفتم به حمام كه نزديك منزل بود؛ حمامى كه متعلق به معاون كتاب است. بسيار