101حركت نموديم. تقريباً نيمساعت به آفتاب مانده، همه جا آمديم به طويرج 1 كه سه فرسنگى كربلا مىباشد و طرفين راه، تمام حاصل غلّه زراعت نموده بودند كه مشغول درو بودند.
حاصلهاى خوبى بود، گرچه امسال، حاصلهاى عراق عرب، تمام خوب است و اراضى نمكزار است، ولى طويرج، قريه بزرگ بسيار خوبى است و يك شعبه نهر فرات از مسيب آمده از اينجا عبور مىنمايد. جسر بزرگى بستهاند كه عرابانه ما را، مالهايش را باز نمودند از روى جسر، بردند به آن طرف و خود عرابانه را توسط چند حمّال بردند به آن طرف و از اين طويرج، توسط غفّه 2 از روى فرات مىروند به نجف و از نجف به كربلا مىآيند.
و بعد از اندك مكثى، حركت كرديم به سمت حلّه. تقريباً يك فرسنگى هم آمديم، طرفين راه محصول غلّه بود، ولى بعد از يك فرسخ، ديگر زراعت نبود، ولى اراضى نمكزارش كمتر بود.
همه جا آمديم إلى حلّه. در بيرون شهر حلّه جسرى به روى نهرى بستهاند كه اين نهر، يك شعبه از فرات است، جدا شده و از حلّه عبور مىنمايد و همه جا به قدر كفايت آب از اين نهر برمىدارند، تتمه او مىرود، داخل درياى بصره مىشود، ولى نهر