100گرفتن وسايل نقليه از جهت حلّه 1، ممكن نشد، ولى رفقاى رشتىها، چهار نفر شدند از كربلا و يك نفر از انزلى آمد به آنها ملحق شد. آنها يك عرّابه گرفتند كه فردا، يوم سهشنبه حركت نمايند به حلّه.
آمديم منزل و شب را به اتفاق آقاى آقا سيد محمدرضا رفتيم [تا] شايد شب، وسايل نقليه فراهم نماييم؛ ممكن نشد، ولى دو - سه عدد مشك آب جهت بينالحرمين خريديم، مراجعت به منزل نموديم. بعد از صرف غذا خوابيديم.
صبح يوم سهشنبه، يازدهم رمضان، بعد از صرف چايى رفتيم بيرون، به اتفاق آقاى آقا سيد محمدرضا، جهت گرفتن وسيله نقليه. رفتيم يك دليجان گرفتيم به بيست [و] پنج روپيه إلى حلّه كه فردا اذان صبح حركت نماييم. بعد، مراجعت به منزل نموديم.
بعد از صرف چايى و ناهار و خواب، رفتيم بيرون. بعد از زيارت آمديم منزل. بعد از جمع نمودن احمال و اثقال و خوردن غذا، فى الجمله خوابيديم، ولى كربلايى محمد ملازم، بيدار ماند كه صبح را زودتر حركت نماييم، خواب نباشيم.
[قريه طويرج در مسير حلّه]
[34] صبح يوم چهارشنبه، دوازدهم [رمضان] از خواب برخاستيم. بعد از صرف چايى، حمّال آمد، احمال و اثقال ما را نقل به عرابانهخانه نمود. بعد از توقف زيادى،