91كتابهايش سرشار از غلو، اشتباه و خرافهبافى است) بر كسى مخفى نخواهد ماند. آثار او به اندازهاى شرمآور است كه در برابر آن، پيشانى علم و ادب، عرق شرم و حيا مىريزد.
شيخ شعرانى در زندگىنامهاى كه براى عبدالقادر گيلانى نوشته است، به نقل از او اينگونه مىگويد:
حقا كه شيخ گيلانى از اينگونه خرافات مبرا و به دور بود، بهگونهاى كه مريدان وى كه در هند و ساير كشورها زندگى مىكنند، به اينگونه خرافات درباره او راضى نيستند: «وى در صحراى عراق و خرابههايش، به مدت 25 سال تنهايى اختيار كرده و مىگشت و گروههايى از عالم غيب و جن، بر او وارد مىشدند و او به آنان سير و سلوك الهى مىآموخت. خضر با وى همراهى نمود و او را در جايگاهى نشاند كه سه سال، پيوسته در آن مقام باقى ماند. در رياضت كشيدن، به جايى رسيده بود كه به مدت يك سال، فقط غذاهاى دور ريخته شده مىخورد و حتى يك قطره آب ننوشيد. يك سال نيز فقط آب نوشيد و هيچ غذايى نخورد. يك بار در يك شب سرد، در ايوان كسرا در مدائن خوابيد و چهل بار در آن شب، محتلم شد كه پس از هر بار احتلام، به سوى شط مىرفت، غسل مىكرد و برمىگشت؛ سپس مىخوابيد». 1
شيخ شعرانى، ديگر داستانهاى خيالى مرتبط با شيخ را است را نيز نقل مىكند. اين داستان بسيار زشت و گستاخانه است و شعرانى كه در مبالغهكردن راجع به بزرگداشت شيخ خود شهرت دارد، آن را ساخته است. شعرانى قصههاى فراوانى از اين قبيل دارد كه آوازه علم و تهذيب نفس و ديندارى را خدشهدار مىكند.
شعرانى نهتنها هيچ منبع مطمئنى براى تأييد وجود قبر بانو زينب(عليها السلام) در مصر