92صاحب حدائق ذيل اين روايت مىنويسد:
آنچه از سياق اين روايت روشن مىشود اين است كه اين روايات (روايات نافى طواف نساء) از باب تقيه صادر شده است؛ چراكه عامه، طواف نساء را در حج يا عمره مشروع نمىدانند. ظاهر روايت اين است كه در آن زمان طواف نساء را انجام نمىدانند؛ به نحوى كه از جواب امام(ع) تعجب نمودند. تعبير « لقد فتق عليكم إبراهيم بن أبيالبلاد فتقا » و سؤال هر يك از اصحاب به نحو جداگانه از امام(ع)، شاهد اين امر است. 1
اشكالاتى به بيان صاحب حدائق وارد است. اولاً از اين روايت استفاده نمىشود كه شيعه طواف نساء را در عمره مفرده انجام نمىدادند؛ بلكه چون به عنوان سؤال برايشان مطرح بوده است، چه بسا احتياط مىكردهاند. ثانياً از اين روايت استغراب اصحاب ائمه(عليهم السلام) برداشت نمىشود. بله، اينكه هر يك از امام(ع) سؤال پرسيدند و حضرت تنها به سؤال ابراهيمبن ابىالبلاد پاسخ گفته است، از تعبير « لقد فتق عليكم إبراهيم بن أبيالبلاد فتقا » برداشت مىشود؛ ولى استغرابى به دست نمىآيد.
انصاف اين است كه از اين روايت - به جهت پاسخ ندادن ابتدايى امام(ع) و نيز تعابيرى چون « فَأَخْبَرَهُ فَدَخَلَ » كه بيانگر اين است كه براى شنيدن جواب امام(ع) وارد خانه شده است - فضاى تقيه استفاده مىشود.
روايت دوم: روايت عمربنيزيد
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ(ع) قَالَ: الْمُعْتَمِرُ يَطُوفُ وَ يَسْعَى وَ يَحْلِقُ قَالَ وَ لَا بُد لَهُ بَعْدَ الْحَلْقِ مِنْ طَوَافٍ آخَرَ. 2