91بايد دانست كه بناى عامه، كه رشد و هدايت در مخالفت كردن با آنهاست، بر عدم وجوب و اجتناب از طواف نساء است. از برخى روايات نيز استفاده مىشود كه ائمه(عليهم السلام) از افشا و اظهار حكم طواف نساء خوددارى مىكردهاند. بنابراين مىتوان با حمل روايات نافى طواف نساء بر تقيه، بين دو دسته روايت جمع نمود. 1
شواهد حمل بر تقيه
دو روايت، به عنوان شاهد حمل روايات نافى طواف نساء بر تقيه، شمرده شده است:
روايت اول: صحيحه ابراهيمبن ابىالبلاد
در اين روايت، كه قبلاً ذكر شد، آمده است كه چندين بار ابراهيم سؤال خود را به صورت ناشناس از امام كاظم(ع) پرسيد، ولى به جواب نرسيد. در نهايت، سؤال از وجوب طواف نساء در عمره مفرده را با نام خود از حضرت سؤال كرد كه امام(ع) با تعبير « نَعَمْ هُوَ وَاجِبٌ لَا بُد مِنْهُ » پاسخ فرمودند. ادامه روايت نيز بيانگر اين است كه عدهاى ديگر نيز منتظر پاسخ اين سؤال بودند. 2