93از امام صادق(ع) نقل شده است: عمرهگزار بايد طواف و سعى و حلق كند. سپس فرمود: «بايد بعد از حلق، طواف ديگرى انجام دهد».
در اين روايت، گرچه نامى از طواف نساء نيامده است، ولى روشن است كه اگر قرار است طوافى بعد از حلق يا تقصير لازم و واجب باشد، طواف نساء است. 1 صاحب حدائق تعبير «طواف آخر» را اشارهاى به تقيه دانسته است؛ به اين صورت كه قاعدتاً از روى تقيه نامى از طواف نساء نيامده است. 2
روايت سوم: صحيحه عبداللهبنسنان
عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ(ع) فِي الرجُلِ يَجِيءُ مُعْتَمِراً عُمْرَةً مَبْتُولَةً قَالَ يُجْزِئُهُ إِذَا طَافَ بِالْبَيْتِ وَ سَعَى بَيْنَ الصفَا وَ الْمَرْوَةِ وَ حَلَقَ أَنْ يَطُوفَ طَوَافاً وَاحِداً بِالْبَيْتِ وَ مَنْ شَاءَ أَنْ يُقَصِّرَ قَصَّرَ. 3
ابن سنان از امام صادق(ع) روايت مىكند: مردى كه براى عمره مبتوله (مفرده) [به مكه] مىآيد، اگر دور كعبه طواف كند و بين صفا و مروه سعى نمايد و حلق كند، كافى است كه يك طواف دور كعبه انجام دهد و هر كس بخواهد، مىتواند [به جاى حلق] تقصير نمايد.
تعبير « طوافا واحدا » به جاى نام بردن از طواف نساء، نيز به دليل تقيه بوده است. 4
در مورد روايت دوم و سوم بايد گفت: گرچه احتمال تقيه منتفى نيست، ولى نام نبردن از طواف نساء دليل ديگرى نيز مىتواند داشته باشد و آن اينكه، آنچه مهم است انجام طواف بعد از حلق و تقصير است، ولى اينكه با نيت طواف نساء باشد يا