112در صدد بيان حكم كلى بود، نياز به چنين امرى نبود و نجواى امام(ع) با جستن راهكارى شخصى براى مورد خاص، تناسب دارد.
در تكميل نقد بيان صاحب جواهر بايد گفت: هيچ منعى وجود ندارد كه شارع در فضاى اضطرار و عدم قدرت بر طواف نساء، اين طواف را جزء نداند؛ ولى در صورت اختيار، حكم به جزء بودن آن داشته باشد. بله، اگر جزئى ركن باشد، قاعدتاً نفى آن در حال اضطرار، بيانگر عدم جزئيت به نحو عموم است. ولى اجزايى كه ركن نيستند، مىتوانند در حال اضطرار جزء نباشند، ولى در حال اختيار، جزئيت داشته باشند. بنابراين سخن صاحب جواهر تمام به نظر نمىرسد.
دليل سوم: موثقه اسحاقبنعمار
مُوسَى بْنُ الْقَاسِمِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ(ع) قَالَ: لَوْ لَا مَا مَنَّ اللهُ بِهِ عَلَى النّاسِ مِنْ طَوَافِ الْوَدَاعِ لَرَجَعُوا إِلَى مَنَازِلِهِمْ وَ لَا يَنْبَغِي لَهُمْ أَنْ يَمَسُّوا نِسَاءَهُمْ يَعْنِي لَا تَحِلُّ لَهُمُ النّسَاءُ حَتى يَرْجِعَ فَيَطُوفَ بِالْبَيْتِ أُسْبُوعاً آخَرَ بَعْدَ مَا يَسْعَى بَيْنَ الصَّفَا وَ الْمَرْوَةِ وَ ذَلِكَ عَلَى النسَاءِ وَ الرِّجَالِ وَاجِبٌ. 1
اسحاقبنعمار از امام صادق(ع) روايت مىكند: اگر خداوند بر مردم منت نمىنهاد و طواف وداع را براى آنها قرار نمىداد، آنان به منازل خود بر مىگشتند و شايسته نبود با همسران خود نزديكى كنند؛ يعنى زنان بر آنان حلال نمىشوند تا اينكه برگردند و پس از سعى بين صفا و مروه، هفت دور ديگر طواف كنند و اين طواف بر مردان و زنان واجب است.