148بىمهرى كرد و آنان را در مكانى نامناسب و بدون سقف زندانى نمود؛ اما آنگاه كه اوضاع را نامناسب و متشنج يافت و اعتراض و ناخرسندى مردم و حتى اطرافيانش را مشاهده كرد، براى جلوگيرى از تنفر افكار عمومى، كمكم تغيير موضع داد و اسراى آل محمد(ص) را در دربار و منزل خود اسكان نمود. سپس امام سجاد(ع) را بر سر سفره خود نشاند و به آنها اجازه اقامه عزادارى براى سيدالشهدا و اصحاب باوفايش را داد و در مرحله آخر، از امام سجاد(ع) دلجويى كرد و گناه به شهادت رساندن سيدالشهدا(ع) را به گردن ابنزياد انداخت و خود را از اين جنايت تبرئه نمود.
بديهى است براى اينكه يزيد متوجه اشتباه خود شود، بايد زمانى سپرى مىشد و اوضاع جارى را ارزيابى مىكرد و همچنين پس از آنكه اشتباه خود را فهميد، براى اين اندازه تغيير موضع نيز، نياز به زمان كافى داشت. او زمانى كه دريافت بايد همچون پدرش معاويه، از در حيله و نيرنگ وارد شود تا بتواند اوضاع را به كنترل درآورد و از آشوب جامعه جلوگيرى كند، كمكم موضعى دوستانه با اهلبيت سيدالشهدا(ع) در پيش گرفت و آنان را در كاخ خود اسكان داده و اجازه برپايى عزادارى داد تا افكار عمومى را به نفع خود تغيير دهد و از بروز تشنج جلوگيرى كند. پس در واقع يزيد، چارهاى جز اين تظاهرها و فريبكارىها نداشت تا از اين رهگذر آتشى را كه برافروخته بود، خاموش ساخته و جلوى فتنه و آشوب را بگيرد.
البته پس از فروكش كردن آتش غرور و نخوتش و پس از دريافتن عمق فاجعهاى كه مرتكب شده بود، براى جلوگيرى از آشوب عمومى و بروز ناآرامى و اعتراض در شام و ديگر بلاد، مجبور بود ضمن آسان گرفتن بر اسيران و اظهار همدردى با آنان و انداختن بار سنگين جنايت بر دوش ابنزياد، اهلبيت امام