149حسين(ع) را با حالت اكرام و احترام در شام نگاه دارد و به همگان نشان دهد كه به آنها اكرام كرده و احترام مىكند تا از اين طريق اوضاع را تحت كنترل داشته باشد. درنتيجه فرستادن خاندان اسيران به مدينه آن هم قبل از آنكه گرد عزا را از آنان تا حدى بزدايد و خستگى سفر دور و دراز مكه تا كربلا و كربلا تا شام را از تن آنان بيرون كند، چيزى جز فراهم آوردن زمينه آشوب و قيام مردمى در گوشه و كنار بلاد كشور اسلامى به دنبال نداشت. البته او مىتوانست حتى آنگاه كه اهلبيت(عليهم السلام) را در مكان بىسقف زندانى كرده بود، در بين مردم چنين تبليغ كند كه آنها را در خانه خود اسكان داده و احترام مىكند.
به هر حال، يزيد اگرچه نمىتوانست اهل حرم پيامبر اسلام(ص) را در حالت اسارت و با وضعيت اسفبار و دلخراش، آن هم به صورت آشكارا در شام نگاه دارد و احساسات و عواطف مسلمانان را در شام جريحهدار سازد، اما مىتوانست آنان را اگرچه با اكراه، در حالت احترام و اكرام در شام نگاه داشته و در ظاهر با آنان اعلام همدردى كند تا مانع از برافروخته شدن آتش غضب دوستداران اهلبيت(عليهم السلام) شده و آن را فرو نشاند و اوضاع بلاد را در كنترل خود نگه دارد. سپس پس از آنكه اوضاع، از آرامشى نسبى برخوردار شد و مصيبت سيدالشهدا در بين اذهان عمومى جامعه به وادى فراموشى سپرده شد، اهلبيت امام(ع) را روانه مدينه كند.
نتيجه آنكه به نظر مىرسد يزيد، نه تنها مىتوانست اهلبيت(عليهم السلام) را با اين وضعيت در شام نگاه دارد، بلكه او مجبور بود آن را عملى سازد تا آبها از آسياب افتاده و آرامش در جامعه حكمفرما شود؛ زيرا رها ساختن خاندان سيدالشهدا(ع) درحالىكه هنوز گرد عزا بر چهره آنان نشسته و غم و اندوه در دلهاى آنان موج مىزد و بغض، گلوهايشان را مىفشرد، امرى عجيب و از عقل