2971383ش براى انجام اين كار مهم تلاش بيشترى نكردم.
نمىتوانستم خودم را قانع كنم. مىدانستم شيخ كاظم يا خيلىهاى ديگر، هنوز نمىدانند كه چه فرصت گرانبهايى از تاريخ تشيع از دست رفته است.
با وجود اين شيخ كاظم بار ديگر به من وعده مىدهد كه در ايام عمره، مطالبى را برايم جمع كند. من مىدانستم كه اين امر، به آسانى اتفاق نخواهد افتاد.
بعدازظهر كه به بعثه برگشتم، جريان را براى آيتالله استادى تعريف كردم. استاد كه خود اهل تاريخ و زندگىنامهنويسى و قلم است، مىگويد: «اگر بتوان كارى كرد كه تا زمان حيات ايشان، يك بزرگداشت هم برگزار شود و كتابى كوچك نيز تا حيات ايشان نوشته شود، باز هم غنيمت است».
اما با تأسف، چند ماه پس از بازگشت ما، شيخ به جوار رحمت حق رفت و داغ من كه آن روز براى او سخت گريه كرده بودم را صد چندان تازه كرد.