230سپس حجتالاسلام والمسلمين قاضى عسكر، پيرزاده را به نهار دعوت كرد و گفت: «آش و نانى با ما بخوريد». پيرزاده نيز به زيركى مىگويد:
جمعيتِ محبان مبهوت آش و نان است
گر آش و نان نباشد، كس آشنا نباشد
هنگامى كه سخن از «سعدى شيرازى» به ميان مىآيد، پيرزاده مىگويد: «سعدى در كشور ما سعدى است؛ «لايجمعان بوستانى على بوستان» سعدى افتخار همه فارسىزبانهاست».
پيرزاده مدعى است كه مولوى در اشعار خود، به بيمارى ايذر هم اشاره كرده است و سپس با خوشسخنى مىپرسد: «آيا از جلسه نوار هم برداشته شده و آيا اين براى تلويزيون است؟».
حجتالاسلام والمسلمين قاضى عسكر مىگويد: «البته براى خودمان است. ولى تلويزيون هم مىتواند استفاده كند».
در حاشيه جلسه، آقاى حسينى بوشهرى مىگويد: «اشعار را در كتاب حج بياوريد». مىگويم استاد تا آنجا كه رسيدم اشعار را نوشتهام.
نهار امروز ميهمانان، مانند نهار همه حجاج است؛ باقالى پلو با گوشت. پير زاده از آشناىاش با انواع غذاهاى ايرانى مىگويد. از خورشت آلو گرفته تا آبگوشت و شوربا و ... . اما بحث كه به آلوى بخارا مىرسد، شيخ تاجيك مىگويد: «اين زرد آلو است». اما فلاح زاده فرق آلو و زرد آلو را برايشان مىگويد. من مىگويم شيرازىها به سيب زمينى هم آلو مىگويند و آقاى بوشهرى هم سخن مرا تأييد مىكند.
در ادامه، پيرزاده از سر ذوق، اشعار ديگرى را هم مىخواند و از نگهدارى خداوند درباره انسانها مىگويد:
شب تاريك سنگستان و من مست