247مطالب فوق، درسى براى حجگزار است كه مغرور نباشد و به صرف اينكه به خانه خدا يا حرم نبوى و بقيع و ديگر اماكن مشرفه مىرود، تصور نكند به حريم كبريايى و قرب خداوندى راه يافته است، بلكه قبل از هر چيز به شرايط و آداب، اخلاق و معنويات و تحول روحى و عملى بينديشد. باشد كه در زمره زائران واقعى خانه خدا درآيد و مصداق اين شعر عراقى نباشد:
به طواف كعبه رفتم به حرم رهم ندادند
كه تو در برون چه كردى كه درون خانه آيى؟!
حجگزار بايد از تضييع حق ديگران و هر نوع مديونى خود را رها سازد. اگر به مسلمانى ظلمى كرده است، بايد از او عذرخواهى كند و حلاليت بطلبد؛ تا حجش قبول درگاه افتد.
على بنيقطين كه از ياران امام كاظم(ع) بود و به دستور امام در دستگاه هارون كار مىكرد، عازم سفر حج شده بود. او خواست امام كاظم(ع) را در مدينه زيارت كند. امام به او اجازه ملاقات نداد و فرمود: «امسال، حج تو قبول نمىشود؛ زيرا تو ابراهيم شتربان را در محل كار خود نپذيرفتهاى. خدا هم تو را نمىپذيرد».
على بنيقطين بسيار ناراحت شد. طبق دستور امام كاظم از مدينه به كوفه برگشت و نزد آن شتربان رفت و درِ خانه او را كوبيد و صورت خود را روى خاك گذاشت و به آن شتربان گفت: «با پاى خود صورتم را لگدمال كن». شتربان قبول نمىكرد تا با اصرار او، صورت وزير كشور، كه به مسلمانى توهين كرده بود، زير لگد شتربان شد و او مىگفت:
«اللّهُمَ اشْهَدْ» ؛ «خدايا شاهد باش كه دارم،