237گفت: «نه». فرمود: «آيا وقتى كه در مشعرالحرام قدم مىزدى، در نيت گرفتى كه قلبت را با علامت اهل تقوا و خوف از خداى عزوجل علامتگذارى كنى؟» گفت: «نه». فرمود: «اى شبلى پس تو از عَلَمها عبور نكردهاى و نماز نخواندهاى و در مزدلفه راه نرفتهاى و از آن سنگريزه برنداشتهاى و از مشعرالحرام مرور نكردهاى». 1
بدين سان روشن مىشود كه جهل و ناآگاهى درباره اسرار حج، از عوامل محروميت از نعمتهاى اين برنامه معنوى است. نادانى، بيمارى دردناكى است. نادان از هر خير و نيكى بىبهره است، استقلال فكرى ندارد و هر نسيمى كه مىوزد، او را با خود مىبرد. هميشه چشم به ديگران دوخته است، تا براى او تصميم بگيرند.
داورىهاى نادان، غلط است؛ اظهارنظرهايش نادرست؛ گفتارش متناقض و كردارش، نيز نامبارك مىباشد. چنين انسانى با سعادت و نيكبختى بسيار فاصله دارد. اگر به سوى بصيرت و دانايى نرود، در دنيا و آخرت، چون كوران خواهد زيست. مردم در نظر اميرمؤمنان على(ع) از حيث معرفتى به سه گروه تقسيم مىشوند. آن حضرت خطاب به شاگرد شايستهاش كميل مىفرمايد:
يَا كُمَيْلُ بْنَ زِيَادٍ! النَّاسُ ثَلَاثَةٌ فَعَالِمٌ رَبَّانِيٌّ وَمُتَعَلِّمٌ عَلَى سَبِيلِ نَجَاةٍ وَهَمَجٌ رَعَاعٌ أَتْبَاعُ كُلِّ نَاعِقٍ يَمِيلُونَ مَعَ كُلِّ رِيحٍ لَمْ يَسْتَضِيئُوا بِنُورِ الْعِلْمِ وَلَمْ يَلْجَئُوا إِلَى رُكْنٍ وَثِيق... . 2