254مىگويد: «تفرق معاوية جيوشه فى اطراف على» آنگاه فرماندهانى را كه از سوى معاويه براى حمله و غارت به نقاط مختلف عراق اعزام شده بودند، به ترتيب نام مىبرد؛ مانند: نعمان بن بشير، سفيان بن عوف، بسر بن ارطاة و...
تعداد نيروهاى تحت فرماندهى و منطقه عمليات و جزئيات اقدامات هر يك از آنان را مشروحاً ذكر مىكند و درباره ضحاك بن قيس مىگويد: از جمله افرادى كه معاويه به عراق اعزام نمود، ضحاك بن قيس بود. معاويه با قرار دادن سه هزار نفر در تحت فرماندهى وى، به او دستور داد از قسمتهاى پايين واقصه حركت كند و از اعراب چادرنشين منطقه به هر كسى كه پيرو على بن ابىطالب(ع) است حمله كند كه او نيز طبق دستور در آن مسير به هر كس رسيد، اموالش را غارت نمود و خودش را به قتل رسانيد تا به قطقطانه وارد شد.
چون اين خبر به على(ع) رسيد، چهار هزار نفر را به فرماندهى حجر بن عدى براى سركوبى او گسيل داشت. در ميان آنان زد و خوردى درگرفت و از نيروهاى ضحاك نوزده نفر كشته شد و چون شب فرا رسيد ضحاك و نيروهايش فرار كردند و حجر به كوفه بازگشت.
بر اين اساس و با اين شواهد مىتوان به طور قطع ادعا نمود كه مكاتبه عقيل با اميرمؤمنان(ع) در چه سالى انجام گرفته است.
نكات متن نامه
در متن نامه عقيل بن ابىطالب كه به صورت يك سند مهم و محكم به يادگار مانده، دو نكته قابل توجه است:
الف) در متن نامه كه زبان گوياى عقيل و بيانگر ضمير و باطن او است ملحق شدن گروه عبدالله بن ابى سرح به معاويه و حمايت و پشتيبانى آنان از فرزند ابوسفيان در مقابل اميرمؤمنان(ع) عداوت و دشمنى با خدا و خاموش كردن نور الهى و پايمال نمودن فرمان او