253
تاريخ نوشتن نامه
گرچه در نسخه موجود از اين دو نامه، كه از طريق منابع به دست ما رسيده است، تاريخى وجود ندارد و مورخان و ناقلان آنها نيز به نقل اصل نامه بسنده نموده و به تاريخ صدور آنها اشاره نكردهاند؛ ولى از آنجا كه انگيزه نوشتن اصل نامه از سوى عقيل و پاسخ آن مربوط به يك حادثه تاريخى و حمله ضحاك بن قيس به اطراف كوفه به دستور معاويه مىباشد و تاريخ اين حمله مانند ساير حملات و غاراتى كه در مناطق مختلف عراق، كه براى ايجاد هرج و مرج و تشويش و اضطراب، به وجود آمده بود مشخص و روشن است كه معاويه در چه سالى اين سياست را اعمال نمود، طبعاً تاريخ اين مكاتبه نيز روشن خواهد گرديد.
آرى معاويه هنگامى به اعزام نيروهاى خرابكار و غارتگر به نقاط مختلف عراق شروع كرد كه جنگ در جبهه صفين متوقف گرديد و با تعيين حكمين و شروع مخالفتهاى داخلى در عراق از سوى خوارج و مشغول شدن اميرمؤمنان(ع) به دفع شرّ آنان و باز شدن جبهه جنگ داخلى به نام «جنگ نهروان»، معاويه به اين فكر افتاد كه با گسيل نمودن گروههاى متعدد و چند هزار نفرى به مناطق مختلف عراق، تشنج داخلى را بيشتر دامن بزند و اميرمؤمنان(ع) ديگر نتواند تجديد قوا نموده و مجدداً به فكر مقابله و جنگ با نيروهاى معاويه بيافتد و اين موضوع از نظر تاريخى برمىگردد به سال سى و نهم، تقريباً يك سال قبل از شهادت آن حضرت.
بهتر است مطلب را از مورّخان معتبر؛ از جمله طبرى 1 بشنويم كه در ضمن بيان مشروح حملات و غاراتى كه در سال سى و نه، در نقاط مختلف عراق واقع گرديده، حمله و شكست ضحاك بن قيس را هم مشروحاً آورده است و به مناسبت تطبيق بعضى از مطالب او با متن نامه، اميرمؤمنان(ع) و بعضى از مطالبى كه مىتواند توضيح بر برخى از جملات نامه آن حضرت باشد، گزيدهاى از گفتار او را در اينجا نقل مىكنم:
او مىگويد: «ثم دخلت سنة تسع و ثلاثين» و درباره حوادث مهم سال سى و نه