243چنين گفت: «دعوا لي عقيلاً و خذوا من شئتم»؛ «عقيل را براى من بگذاريد و ساير فرزندانم هر كدام را مىخواهيد با خود ببريد».
سرانجام عباس سرپرستى جعفر را و رسول خدا(ص) سرپرستى على را به عهده گرفتند. 1
2. شيخ صدوق اين حديث را از ابن عباس چنين نقل نموده است كه: اميرمؤمنان(ع) به رسول خدا(ص) عرضه داشت: «يا رسول الله انّك لتحبّ عقيلًا؟ قال: اي والله انّي لأحبّه حبّين: حبّاً لهُ وحبّاً لحبّ ابيطالب له وانّ ولده لمقتول في محبّة ولدك». 2
3. باز رسول خدا(ص) خطاب به اميرمؤمنان(ع) فرمود:
«كأنّي بك (يا علي) وأنت على حوضي تذود عنه الناس وانّ عليه لأباريق مثل عدد نجوم السماء وانّي وأنت والحسن والحسين وفاطمة وعقيل وجعفر في الجنّة إخواناً على سررٍ متقابلين...» 3
4. همچنين اميرمؤمنان از رسول خدا(ص) نقل نموده است كه فرمود:
«اعطى لكلّ نبي سبعة رفقاء نجباء وأعطيت أنا أربعة عشر فذكر منهم عقيلاً». 4
حديث پيامبر(ص) از زبان عقيل
فضاى منفى و نگرش انحرافى به وجود آمده درباره عقيل، در دوران خلفاى اموى و مقارن با تحوّل جامعه اسلامى، در آزادى نقل شفاهى حديث و كتابت آن پس از گذشت يك قرن از طرفى، و پيروى نمودن قدماى محدثين اهل سنت از يك قانون ساختگى (كه يكى از دلايل ضعف و مردود بودن هر حديثى را در تشيع و علوى بودن راوى و ناقل آن حديث مىدانستند) از سوى ديگر، ايجاب مىكرد كه ما نتوانيم در منابع حديثى، حتى به يك حديث هم، كه به وسيله عقيل بن ابىطالب نقل شده، دسترسى داشته باشيم.
ولى در عين حال در بعضى از اين منابع، بخصوص در بعضى از صحاح ششگانه، تعدادى حديث از طريق وى نقل شده است كه وجود اين حديثها نشانگر حديثهاى فراوان است از زبان وى. و شرايط ياد شده موجب حذف و متروك شدن آنها گرديده است.