242مراتب محبت رسول خدا(ص) نسبت به وى وجود دارد. و بخشى از آن، احاديثى است كه عقيل به عنوان «راوى» از رسول خدا(ص) نقل نموده است. و نيز سخنان عقيل به هنگام بدرقه ابوذر به ربذه و متن نامه او به اميرمؤمنان(ع) و پاسخ آن حضرت، و حقايقى كه در مجلس معاويه، - در حضور دشمنان سرسخت اميرمؤمنان - در دفاع از آن حضرت مىگفت و بيان صريح اوصاف جميله و زهد و تقواى وصى پيامبر(ص) و بىمبالاتى معاويه در اينجا و آنجا و... همگى دليل است بر عظمت شخصيت عقيل و عنايت خاص پيامبر خدا(ص) بر وى و شاهدى است گويا بر اخلاص و ارادت او به مقام ولايت و بيانگر شهامت و شجاعت او است در اظهار حقيقت در مقابل سلطه و قدرت و اين فضيلتى است بس بزرگ.
اينك هر يك از مطالب پيش را با بيانى بيشتر مىآوريم و در مورد بعضى از فرازهاى زندگى عقيل، كه موجب جوسازى مخالفان و انگيزه ابهام و شك و ترديد موافقان گرديده است، توضيح لازم را در اختيار حقيقت طلبان قرار مىدهيم:
عقيل در حديث رسول خدا(ص)
در فضيلت عقيل و محبت رسول خدا(ص) به وى، احاديثى است كه بيشتر آنها در منابع اهل سنت آمده: 1
1.
«يا أبا يزيد انّي أُحبُّكَ حبّين: حباً لقرابتك منّي و حبّاً لِما كنتُ أعلم مِن حُبّ عمّي ابيطالب ايّاك». 2
«اى ابويزيد، من از دو جهت تو را دوست دارم؛ يكى به جهت قوم و خويشى كه با من دارى و ديگرى به جهت علاقه و محبت عمويم ابوطالب نسبت به تو».
ابن ابىالحديد در شرح و تأييد متن اين حديث مىنويسد: «آرى ابوطالب در ميان فرزندانش، عقيل را بيش از ديگران دوست مىداشت و از اين رو در سال قحطى، آنگاه كه رسول خدا(ص) و عمويش عباس به ابوطالب پيشنهاد كردند تا فرزندانش را در اختيار آنان بگذارد تا از بار سنگين هزينه زندگىاش قدرى بكاهد، ابوطالب در پاسخ آنان