130استفاده نكنند و مدفن عباس وخانه عقيل را كه آنروز مدفن سه تن از فرزندان رسول خدا(ص) و فاطمه(عليها السلام) بود به صورت «مسجد» و زيارتگاه عمومى درنياورد؟ و از اين طريق ضمن معرفى خاندان خويش و پيوند آن با رسول خدا(ص) كه بزرگترين عامل پيروزى آنان بر بنىاميه بود به اثبات نرساند و با احترام ضمنى بر اهلبيت كه با شعار حمايت از آنان، بنىاميه را از صحنه خارج كرده بود اين شعار را به صورت مجسم در معرض تماشاى همگان قرار ندهد؟
و اگر بنىاميه تلاش مىنمود بدون توجه به افكار عمومى با ضميمه كردن محل دفن عثمان به گورستان مسلمانان و انتقال سنگ قبر ابن مظعون به قبر ابن عفان سياست خود را اعمال كند، چرا بنىعباس با توسعه و تغيير محل دفن عباس عموى پيامبر(ص) كه به انگيزه اعتبار و احترام، در كنار بقيع و در مقبره خصوصى و خانوادگى دفن شده بود از به كارگيرى اين سياست محروم شود؟
اگر معاويه مىخواست با نبش قبر حضرت حمزه و ساير شهداى احد، آثار جنايت تاريخى خود و خاندانش را از صفحه تاريخ بزدايد و خاطره تلخ و نكبتبارِ شكافتن سينه حضرت حمزه عموى رسول خدا(ص) و جويدن جگرِ اين مدافع شجاع و قهرمان اسلام را كه به وسيله هند انجام گرفت به فراموشى بسپارد، چرا بنىعباس با احداث ساختمان بر روى قبر مطهر آنحضرت ضمن معرفى و پيوند خويش با وى و اعلان شهامت و شجاعت و تجديد خاطره او كه به نفع اين خاندان و بر ضد بنىاميه بود استفاده نكند؟
واما جنبه مذهبى اين تحول:
با روى كار آمدن عباسىها، شيعيان و مخصوصاً بنى الحسن(ع) كه در مدينه از موقعيت و محبوبيت خاصى برخوردار بودند و در دوران سلاطين اموى و مروانى در سختترين شرايط بسر مىبردند، به آزادى دست يافتند و به اظهار عقيده خويش