129حتى از سياست تخريب و تعمير قبور شخصيتها نيز - علىرغم مخالفت بعضى از سرشناسان اين حكومت - بهرهبردارى مىنمودند. نمونههايى از اين سياست ناروا و ناشايست:
1. ضميمه نمودن محل دفن عثمان بن عفان به قبرستان بقيع، به دستور معاوية بن ابىسفيان. 1
2. حفر قنات و جارى نمودن آب از داخل قبور شهداى احد، مخصوصاً قبر حضرت حمزه، براى از بين بردن آثار اين شهيدان به دستور معاويه. 2
3. انتقال قطعه سنگى كه به دست مبارك رسول خدا(ص) بر روى قبر عثمان بن مظعون قرار گرفته بود و قرار دادن آن بر روى قبر عثمان بن عفان به وسيله مروان بن حكم. 3
تاريخ شاهد نمونههاى فراوان ديگرى از بهرهبردارى سياسى اموىها از مدفن شخصيتها، از طريق تخريب و تعمير آنها مىباشد كه به موازات حديثسازى در مدح و ذمّ افراد و در فضايل و مطاعن شخصيتها حركت نموده است. 4
مقابله بنىعباس با سياست اموىها
با كوتاه شدن دست خاندان اموى از خلافت و انتقال آن به بنى عباس كه با روى كارآمدن سفّاح (132-136ه.ق) به وقوع پيوست و به مقتضاى شرايط و دگرگونى اوضاع سياسى، خلفاى عباسى درصدد مقابله با سياست اموىها برآمدند و بهرهبردارى سياسى جهت تقويت و تثبيت حكومت اين خاندان از راه حديثسازى شروع گرديد و حديثهاى ساختگى فراوان در تحكيم سلاطين عباسى به كار گرفته شد و طبيعى است به موازات استفاده از اين نوع حديثها كه درباره يكايك اين خلفا و درباره جناب عباس 5 سرسلسله اين خاندان بوجود آمد، بهرهبردارى از تغيير و توسعه مدفن او نيز به عمل خواهد آمد؛ زيرا اگر بنىاميه علىرغم افكار عمومى و برخلاف ميل باطنى مردم، از اين سياست - ولو براى دراز مدت و قرنهاى آينده - استفاده مىنمود، چرا سفاح و منصور از اين سياست كه مطابق ميل مسلمانان و موافق با افكار آنان بود