87نتيجه آنكه ولى امر و حاكم جامعه اسلامى در قبال تعطيلى و خالى ماندن كعبه معظمه از حجاج و زوار، به هر دليلى، وظيفه دارد تا مسلمانان را به آنجا بفرستد. البته از آنجا كه امروزه مسلمانان از اقصى نقاط جهان، اعم از شيعه و سنى، با شور و ازدحام براى زيارت خانه خدا در قالب حج و عمره عازم مىشوند، اين وظيفه ولى فقيه عملاً مورد ندارد.
گفتار سوم: تحريم حج و تعطيلى آن توسط ولى فقيه
از گفتار پيشين به دست آمد كه ولى امر مسلمانان در قبال تعطيلى حج مسئول و مكلف است. در اين بخش، اين سؤال مطرح مىشود كه ولى فقيه و حاكم جامعه اسلامى مىتواند حج را تعطيل كند؟ و آيا اين مسئله پيشينه تاريخى دارد؛ به اين معنا كه آيا برخى فقها چنين حكمى صادر كردهاند؟ اگر چنين است، با وظيفه او در قبال تعطيلى حج چگونه جمع مىشود؟
1. پيشينه تاريخى تعطيلى حج
همانگونه كه در گفتار اول به برخى از گزارشهاى تاريخى اشاره گرديد، فقدان امنيت جانى و مالى در راه حج، يكى از عوامل تعطيلى حج بود. بر اين اساس، برخى فقها سفر حج را نسبت به پارهاى از اماكن و راهها تحريم نمودهاند؛ براى نمونه، ميرزاى قمى (1151 - 1231ه .ق) كه به سال 1212ه.ق. به حج رفته بود، سالها بعد، با دريافت گزارش رفتار وهابيان در مسير حج با شيعيان، در پاسخ به استفتاء يكى از دانشوران معاصر خود، امنيت را از شروط حج دانست و هرچند وجود امنيت را از موضوعات وابسته به تشخيص مكلف دانست، تصريح كرد كه در آن وضعيت، نه خود به حج مىرود و نه به ديگرى اجازه سفر مىدهد؛ چنانكه نوشته است: «... به هر حال اگر خودم بالفرض، حج در ذمهام مستقر باشد، در اين سال نمىروم و كسى را هم اذن نمىدهم كه برود. شما خود بهتر مىدانيد». 1