156فعل مستقل و نه به عنوان يكى از اعمالى كه مقارن با فريضه حج است، ياد نشده است. هرچند، در ضمن بيان حكم صلح بين مسلمانان و كفار، به داستان نزول سوره برائت اشاره شده است، 1 اما آنچه مسلم است اين است كه نفس تبرى از عقايد مشركان و قبول نكردن سلطه آنان بر مسلمانان، از مسلّماتى است كه مورد تأكيد قرآن 2 و روايات اهلبيت(عليهم السلام) 3 و مورد قبول همه فقهاست 4 و شايد عدم طرح آن در كتب فقهى، به دليل وضوح و روشنى آن بوده است.
اما در مورد انجام برائت از مشركين در خلال اعمال حج، بايد گفت كه هيچ يك از فقها، حتى كسانى مثل امام خمينى و مقام معظم رهبرى، كه مصرّانه بر اعلان برائت از مشركان در حج تأكيد دارند، اين عمل را جزء اعمال حج نمىدانند؛ به طورى كه با ترك آن حج باطل شود. بلكه اعلان برائت را روح حج و جهت كلى اعمال حج مىدانند.
درست است كه امام خمينى(قدس سره) در كتب فقهى و حتى مناسك خود اشارهاى به برائت از مشركان ندارد، اما در سخنرانىهاى سياسى و پيامهايى كه براى حجاج صادر كرده است، به تفصيل به اين امر اشاره كرده، و آن را روح حج سياسى دانسته است. بىترديد اين بيانات برگرفته از مبناى فقهى ايشان است.
ايشان برائت از مشركان را اعلانى سياسى - عبادى دانسته كه رسول خدا(ص) به آن دستور داده است. 5 وى حج بدون برائت را حج بىروح دانسته و حتى معتقد است چنين حجى حج نيست. 6