144و اطلاق كلام ايشان و عدم ذكر قضاى روزه فوت شده، در صورت علم به مخالفت، روايت بر عدم وجوب قضا دلالت مىكند. پس عمل تقيهاى مجزى از واقع است.
ممكن است گفته شود قضيه ابىالعباس و امام صادق(ع)، علاوه بر اين معتبره، در دو روايتِ مرسل نيز نقل گرديده است و ظن قوى بر حكايت يك واقعه و حادثه با الفاظ متعدد است. در مرسله رفاعه چنين آمده است:
عَنْ رِفَاعَةَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِيعَبْدِاللهِ(ع) قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِيالْعَبَّاسِ بِالْحِيرَةِ فَقَالَ يَا أَبَاعَبْدِاللهِ مَا تَقُولُ فِي الصِّيَامِ الْيَوْمَ؟ فَقُلْتُ ذَاكَ إِلَى الْإِمَامِ إِنْ صُمْتَ صُمْنَا وَ إِنْ أَفْطَرْتَ أَفْطَرْنَا فَقَالَ يَا غُلَامُ عَلَيَّ بِالْمَائِدَةِ فَأَكَلْتُ مَعَهُ وَ أنَا أَعْلَمُ وَ اللهِ أَنَّهُ يَوْمٌ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ فَكَانَ إِفْطَارِي يَوْماً وَ قَضَاؤُهُ أَيْسَرَ عَلَيَّ مِنْ أَنْ يُضْرَبَ عُنُقِي وَ لا يُعْبَدَ الله. 1
از امام صادق(ع) نقل شده كه فرمودند: در حيره با ابىالعباس [سفّاح] ملاقات داشتم. او به من گفت : «اى اباعبدالله، در مورد روزه امروز چه نظرى دارى»؟ گفتم: «اين امر مربوط به امام (حاكم) است؛ چنانچه روزه بگيرى، ما هم روزه مىگيريم، و چنانچه افطار كنى [و عيد فطر اعلام كنى]، ما هم افطار مىكنيم»؛ پس [سفاح] گفت: «اى غلام، برو سفره را پهن كن [تا افطار كنيم]» و من نيز با او افطار كردم در حالى كه، به خدا، مىدانستم آن روز، از ماه مبارك رمضان بود. يك روز افطار روزه و قضاى آن براى من آسانتر از كشته شدن است. كشته شدنى كه منجر به اين مىشود كه خدا عبادت نشود.
روشن است كه در اين روايت، امام(ع) به قضاى عمل اشاره مىكند. پس نمىتوان به اطلاق كلام منقول از امام(ع) در نقل «خلادبن عماره» اعتماد نمود و صحت عمل را ثابت كرد.
برخى بر اين عقيدهاند كه لفظ «قضاء»، در مرسله رفاعه، براى استدلال به معتبره مشكلى ايجاد نمىكند؛ چرا كه ظاهراً راوى از شيعيان عوام بوده كه اين مطالب برايش