145قابل هضم نبوده است؛ به همين دليل وقتى از امام(ع) مىشنود كه حضرت روزهاش را افطار كرده، تعجب و اعتراض مىكند. امام(ع) نيز از او تقيه كرده و طبق اين نقل، از لفظ قضا نيز استفاده مىكند. علاوه براينكه معلوم نيست قضاى امام(ع) به نحو وجوبى بوده، يا اينكه مطلق رجحان مد نظر حضرت بوده است. 1
به هر حال آنچه مهم است اين است كه مسئله افطار روزه با مسئله مورد بحث ما تفاوت دارد؛ زيرا در افطار تقيهاى عملى انجام نمىگيرد، بلكه به خاطر تقيه، عمل (روزه) ترك مىشود و روشن است كه ترك عمل (افطار)، ممكن نيست بدل از واجب (روزه) باشد؛ پس موجب سقوط واجب نخواهد بود و قضاى روزه واجب است؛ بر خلاف وقوف در عرفات، طبق حكم حاكم مخالف، كه عملى عبادى انجام گرفته، ولى به نحو تقيهاى بوده است.
پس اگر در اين روايات، امام(ع) از قضاى روزه سخنى به ميان آورده باشد يا نباشد، نمىتوان اجزا يا عدم اجزاى وقوف تقيهاى را از آن استفاده كرد. 2
ج) روايات خاص
روايت اول: معتبره ابن مغيره از ابىالجارود
سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ(ع) إِنَّا شَكَكْنَا سَنَةً فِي عَامٍ مِنْ تِلْكَ الأَعْوَامِ فِي الْأَضْحَى؛ فَلَمَّا دَخَلْتُ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ(ع) وَ كَانَ بَعْضُ أَصْحَابنا يُضَحِّي. فَقَالَ الْفِطْرُ يَوْمُ يُفْطِرُ النَّاسُ وَ الأَضْحَى يَوْمُ يُضَحِّي النَّاسُ وَ الصَّوْمُ يَوْمُ يَصُومُ النَّاسُ. 3
ابوالجارود مىگويد: ما در يكى از سالها در مورد عيد قربان شك كرديم. وقتى نزد امام باقر(ع) رفتم، [ديدم] عدهاى از اصحاب آن روز را عيد قربان دانسته و قربانى كردهاند. حضرت