117مأمومين ديگر) نماز عيد را خواندهاند؛ ولى روايت محمدبن قيس مىگويد: اگر بعد از زوال خورشيد عيد ثابت شود، چون هيچ كس نماز نخوانده، نماز عيد به فردا مىافتد.
بنابراين لازمه استدلال به اين روايت صحيح اين است كه تنها فقيهى كه حكومت را به دست گرفته و حاكم شرع مسلمين است چنين حقى دارد. بله اگر دليل ما اطلاق روايات ولايت فقيه باشد، هر فقيهى حق دارد به ثبوت هلال حكم كند. منتها چنانكه تبيين گرديد، اين دليل ناتمام است.
دليل سوم: روايات «ذَاكَ إِلَى الإِمَامِ»
در برخى روايات، امام(ع) امر ثبوت هلال را از اختيارات حاكم اسلامى بر شمرده است. هرچند امام(ع) در مورد تطبيق واژه امام بر سفّاح عباسى تقيه كرده، اما به كار بردن عبارت «ذَاكَ إِلَى الإِمَامِ» به عنوان كبراى كلى در حالِ تقيه و حفظ جان خويش، لزومى نداشته است و اين خود نشان مىدهد كه امر ثبوت هلال بر عهده حاكم اسلامى است. 1
هرچند اين روايات 2 مستفيضه هستند، ولى با توجه به اينكه عبارت «ذَاكَ إِلَى الإِمَامِ» تنها در يك روايت، آن هم به صورت مرسل، نقل شده 3 و از حيث سندى حجيت ندارد، نمىتوان با استناد به اين دسته از روايات، ثبوت هلال به حكم حاكم را اثبات كرد.