101
عَلَى الْإِمَامِ أَنْ يُصَلِّيَ الظُّهْرَ يَوْمَ التَّرْوِيَةِ بِمَسْجِدِ الْخَيْفِ وَ يُصَلِّيَ الظُّهْرَ يَوْمَ النَّفْرِ فِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ. 1
بر امام است كه نماز ظهر روز ترويه را در مسجد خيف بخواند و نماز ظهرِ روزى كه از منا نفر مىكند را در مسجدالحرام بخواند.
جميلبن درّاج نيز از ايشان نقل مىكند كه حضرت فرمودند:
عَلَى الْإِمَامِ أَنْ يُصَلِّيَ الظُّهْرَ بِمِنىً وَ يَبِيتُ بِهَا وَ يُصْبِحُ حَتَّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ ثُمَّ يَخْرُجُ إِلَى عَرَفَاتٍ. 2
بر امام است كه نماز ظهر را در منا بخواند و در آنجا بيتوته كند تا خورشيد طلوع نمايد؛ آنگاه به سمت عرفات حركت كند.
لفظ «عَلَىالإمام» در هر دو روايت، در جعل تكليف الزامى بر «اميرالحاج» ظهور دارد؛ 3 يعنى وظيفه امام است كه نماز ظهر را در روز ترويه در «منا» و «مسجد خيف» بخواند.
معاويةبن عمار در روايت ديگرى از امام صادق(ع) نقل مىكند كه حضرت فرمودند:
وَ الْإِمَامُ يُصَلِّي بِهَا الظُّهْرَ لَا يَسَعُهُ إِلَّا ذَلِكَ وَ مُوَسَّعٌ عَلَيْكَ أَنْ تُصَلِّيَ بِغَيْرِهَا إِنْ لَمْ تَقْدِر... 4
امام نماز ظهر را در منا مىخواند و آزاد نيست كه در محل ديگرى بخواند. ولى تو مىتوانى، اگر نتوانستى در منا بهجا آورى، آن را در محل ديگرى بخوانى.
اين روايت در مقايسه با دو روايت قبلى، دلالت قوىترى بر «وجوب» دارد. البته روايات ديگر در اين خصوص، بر استحباب دلالت دارد؛ چرا كه در آنها واژه «ينبغى» بهكار رفته است؛ 5 چنانكه محمدبن مسلم از امام باقر يا امام صادق(عليهما السلام) نقل مىكند كه حضرت فرمودند:
لَا يَنْبَغِي لِلْإِمَامِ أَنْ يُصَلِّيَ الظُّهْرَ يَوْمَ التَّرْوِيَةِ إِلَّا بِمِنىً وَ يَبِيتُ بِهَا إِلَى طُلُوعِ الشَّمْسِ 6
شايسته نيست كه امام نماز ظهر روز ترويه را در منا نخواند؛ [يعنى شايسته است در منا بخواند] و در همانجا بيتوته كند تا خورشيد طلوع كند.