93آمده بود. 1 پس از وى برخى شيعيان امامى تاريخ را تدوين كردهاند و با نگرشى به منابع كتابشناسى، به دست مىآيد كه تا قرن سوم و چهارم، شيعيان در بيشتر حوزههاى تاريخى تأليف داشتهاند. 2
3. سهم شيعه از تاريخنگارى اسلامى
چنانكه در آغاز همين فصل اشاره شد، درباره تاريخنگارى اسلامى ديدگاههاى متعددى وجود دارد. از سويى برخى اهلسنت براى شيعه جايگاهى را نمىپذيرند و وجود آثار مكتوب براى شيعه را منكرند. در مقابل برخى علماى شيعه نه فقط شيعه را داراى سابقه و آثار گوناگون دانستهاند، آنان را در علوم گوناگون پيشگام معرفى كردهاند. با وجود چنين ادعاهاى كلى، شايسته است دو ديدگاه اصلى را كه پژوهشگران عصر حاضر مطرح كردهاند، بررسى نماييم:
ديدگاه نخست: سلفىها و وهابيون اين ديدگاه را مطرح مىكنند و معتقدند جهتگيرى كلى منابع تاريخى در سدههاى نخستين اسلامى، شيعى است؛ يعنى در منازعات سياسى - مذهبى صدر اسلام، مانند نزاع ميان حضرت فاطمه(س) و ابوبكر، رخدادهاى اواخر خلافت عثمان، درگيرى اصحاب جمل و صفين با امام على(ع) و درگيرى امام حسين(ع) با يزيد، سمت و سوى گزارشها حمايت از امام على و اهلبيت(عليهم السلام) است؛ هرچند نويسندگان اين كتابها سنى باشند.