130با اينكه اولاً عدالت نسبى است، و ثانياً گفته سبكى كه هر فردى مدح بيشترى داشت، تضعيف او ناديده انگاشته شود، عموميت ندارد، اما بديهى است كه اختلاف رجاليان در تضعيف و توثيق راويان، آن هم در سطحى وسيع و متناقض، نشان از تأثير تعصبات و هواهاى نفسانى در تضعيف افراد دارد و گروهى از محدثان، به سبب حسادت يا دشمنى تضعيف شدهاند. منازعات سياسى و مذهبى و درنتيجه تخريب ديگران در منابع رجالى آنقدر گسترده و شايع است كه امثال «ابنعبدالبر» و «ذهبى» را وادار ساخته، تا قاعدهاى وضع كنند مبنى بر اينكه بيشتر مواقع، جرح و تضعيف معاصران درباره يكديگر را نبايد پذيرفت. 1 در اين زمينه ابنعبدالبر بابى مستقل با عنوان «حكم قول العلماء بعضهم فى بعض» تدوين كرده است 2 و ذهبى تصريح مىنمايد كه رجالشناسان بزرگ اهلسنت را مصون و معصوم از خطا و تمايلات نفسانى نمىداند 3 و تأكيد مىكند اگر تضعيف و تكذيب افراد به سبب دشمنى شخصى يا مذهبى يا حسادت باشد، نپذيرفتن آن اولاتر خواهد بود. همچنين معتقد است هيچكس جز پيامبران و صديقان، كه خداوند آنان را از خطا باز مىدارد، در هيچ دوره و زمانى به دور از حب و بغض نبوده است 4؛