128از هر راه ممكن است، اين خرافات را مىپذيرد.
نكته ديگر اينكه نورولى در پژوهشش، چنان كه در بيان مآخذ وى گذشت، به منابع خاصى متكى است؛ منابعى كه پاسخگوى پيشفرضها و فرضيههاى او بودهاند. پژوهش آن هم در سطح دكترا اقتضا مىكند كه قضايا با ديدى وسيع بررسى شود و تحقيق جامعيت لازم را داشته باشد؛ اما نورولى خود را به منابع خاص محدود كرده كه بيشترشان ضدشيعى است. اين منابع هر راوى يا محدثى را كه از اهلبيت(عليهم السلام) فضيلتى گفته، يا با دشمنانشان ناسازگار بوده است، با اتهام رفض و تشيع، تضعيف كردهاند و اين حربه را به دست مخالفان شيعه داده، تا در چنين موقعيتهايى بتوانند با استناد به آنها، صحت گزارشها و رواياتشان را منكر شوند. 1
با اينكه موضوع پژوهش او درباره شيعه است و به گمانش مورخان و راويان شيعه را نقد كرده، اما بسيار كمتر از حد انتظار از منابع رجالى شيعه بهره برده است و ارجاعش به منابع شيعه يا به منابع متأخر بوده 2، يا به آن سبب بوده، كه در منابع سنى اطلاعاتى از آن فرد نيافته و بهناچار از ديدگاه شيعه كمك گرفته 3، يا منابع رجالى شيعه را با خود، در تضعيف افراد، همگام يافته است. 4