111كذاب ناميد يا سخنان كذب براى آنان ساخت و سپس همان نسبتهاى دروغ را نقد كرد. در كل بايد در نقد نظر و سخن ديگران، آداب و اخلاق اسلامى را كه از اوليات مسلمانى است، رعايت نمود و در كنار ايراد و انتقاد، خوبىها را نيز بازگو كرد.
1. نقد روشى نويسنده در اين كتاب
با سيرى در كتاب به دست مىآيد كه نورولى در تدوين كتاب و اثبات نظريهاش خطاهايى را در روش، اسناد و محتوا مرتكب شده است كه هركدام جداگانه بررسى خواهد شد. اين نكتهها را مىتوان درباره نقد روشى او برشمرد:
الف) روشمند نبودن نقدهاى مؤلف
وى در مقدمه كه برخى عقايد به اصطلاح غاليانه شيعه را بيان مىكند، در بخش جايگاه صحابه و تقيه، برخلاف بحث علمى كه بايد نظريه شيعه را كامل و با حفظ امانت بيان مىكرد و سپس عالمانه و روشمند آن را نقد مىنمود، ابتدا نظر اهلسنت را به تفصيل در اين موارد بازگو مىكند تا آن را عقيده درست و حق بنماياند و آنگاه نظر شيعه را بيان مىكند و آن را در تضاد با گفتههاى پيش قرار مىدهد.
درباره امامت و رجعت نيز همان ابتدا مىگويد عبدالله بن سبا اين انديشه را رواج داد. او با اين ترفند، از ابتدا آنها را انكار كرده و مىكوشد از همان آغاز بحث، خواننده را به اين دو عقيده بدبين نمايد و با همين شيوه تا انتها با خود همراه سازد. بديهى است اگر انديشهاى از پيش باطل