66تساقط آنها، به حكم عقل مراجعه مىكنيم 1، و آنها تأثير را منحصر در خداوند مىدانند. ازاينرو اسناد فعل به اسباب و علل را در دسته دوم از آيات - به قرينه عقلى - مجازى مىدانند و براين باورند كه اسناد فعل به خداوند در دسته اول از آيات، حقيقى است.
معتزله
مشهور است كه معتزله توحيد افعالى را قبول ندارند، يا آن را به معناى يكتايى و بىنيازى خداوند در افعال خود و دخالت نداشتن او در كارهاى ديگر موجودات به دليل تفويض استقلال و اختيار به آنها مىدانند. ازاينرو ايشان دسته اول از آيات را كه همه چيز آفريده خدا و مخلوق بىواسطه او دانسته شده است - به قرينه عقلى وجوب تنزه خدا از شر، ظلم و قبح - حمل بر مجاز مىكنند و دسته دوم از آيات را كه افعال را به اسباب و علل اسناد مىداد، حقيقت مىدانند.
متكلمان اماميه
متكلمان اماميه اصل علّيت را پذيرفتهاند و بر اين باورند كه تمام موجودات عوالم امكانى با حفظ مراتب، قوه و قدرت، داراى تأثيرند، مسبب از مرتبه مافوق، و سبب مادون خودند؛ در عين حال همه موجودات با حفظ سلسله مراتب مستند به ذات خداوند، و قائم به اويند. از ديدگاه ايشان بين اين آيات تعارضى وجود ندارد. بنابراين