67هريك از موجودات جهان آفرينش مبدأ يك سلسله آثار و خواص ويژهاى مىباشند و نسبت اين موجودات به اين آثار، از قبيل نسبت فاعل به فعل و علت به معلول است؛ ولى همه اين مؤثرها و اثرها، فاعلها و فعلها، با اعتراف به وجود پيوند و معلوليت ميان آنها، همگى مخلوق خدا و آفريده اويند و رشته علّيت به او منتهى مىشود. اين دو نسبت، در عرض يكديگر نيستند، بلكه در طول يكديگرند. يكى مستقل است و ديگرى وابسته، يكى اصيل و بالذات است و ديگرى بالتبع و بالغير. در اين صورت، هيچ گونه تعارض و تزاحمى ميان سببيت خدا و غيرخدا نخواهد بود. بنابراين اين دو نوع نسبت، نه با هم اختلافى دارند و نه مزاحم توحيد افعالىاند.
حكماى مشاء
حكماى مشاء توحيد افعالى را به معناى «لا مؤثر مستقلاً في الوجود الّا الله» تلقى كردند و در عين حال، فاعليت ديگر علتها را هم براساس سلسله طولى علل پذيرفتند، و خدا و اسباب و علل ثانيه را فاعل دانستند. ايشان نيز بر اين باورند كه بين اين آيات تعارضى وجود ندارد؛ ازاينرو در اين آيات، خداوند در مقام فاعل و علت بعيد و ديگر اسباب به عنوان فاعل و علت قريب مطرح شدهاند.
حكمت متعاليه
در حكمت متعاليه، هم بر اساس اصالت وجود و تشكيك در مراتب آن، فاعليت قريب و بىواسطه خداوند براى تكتك معاليل و موجودات ثابت مىشود و هم براساس ديدگاه وحدت شخصى وجود،