135اشكال چهارم: در آيه، عمل عبادت و تراشيدن به خود مشركان (انسان) نسبت داده شده است؛ درحالىكه اگر اين كارها نيز كار خدا باشد، نمىتوان آن را به انسان نسبت داد و اينگونه معنى كردن با حجيت ظواهر سازگار نيست.
اشكال پنجم: حتى اگر «ما» را هم مصدريه فرض كنيم، باز هم بر مخلوق بودن افعال انسان و مجبور بودن او دلالت ندارد؛ زيرا معنى كردن آيه به اين صورت كه: «خدا شما و اعمال شما و يا مصنوع شما را خلق كرده است» نيز عيبى ندارد؛ زيرا آنچه انسان اراده مىكند و بعد از اراده انجام مىدهد، هر چند با اراده و اختيار خود مىكند، به اراده خداى سبحان نيز هست. يعنى خدا خواسته است كه انسان آن را بخواهد و به اختيار خود انجام دهد و اين نوع از اراده خداى تعالى باعث نمىشود كه اراده انسان باطل و بىاثر بماند و در نتيجه، عمل او عملى جبرى و بىاختيار شود. بر اين اساس خدا هم خالق ماست و هم خالق آثار و اعمال ما، چه اعمال فكرى از قبيل اراده و امثال آن و چه اعمال بدنى. حتى اگر صحت چنين معنايى محتمل هم باشد، با وجود چنين احتمالى، آن استدلال باطل خواهد بود.
فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لٰكِنَّ اللّٰهَ قَتَلَهُمْ وَ مٰا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لٰكِنَّ اللّٰهَ رَمىٰ (انفال: 17)
اين شما نبوديد كه آنها را كشتيد؛ بلكه خداوند آنها را كشت! و اين تو نبودى [اى پيامبر كه خاك و سنگ به صورت آنها] انداختى؛ بلكه خدا انداخت.
ظاهر اين آيه نيز حاكى از آن است كه خداوند عمل كشتن دشمنان