136و خاك و سنگانداختن پيامبر(ص) را به صورت حقيقى به خود نسبت مىدهد و همين امر بيانگر اين است كه خداوند فاعل حقيقى افعال آدمى به شمار مىرود.
فخر رازى مىگويد:
احتج أصحابنا بهذه الآية علي أن أفعال العباد مخلوقة لله تعالي، وجه الاستدلال أنه تعالي قال: ( فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لٰكِنَّ اللّٰهَ قَتَلَهُمْ ) ومن المعلوم أنهم جرحوا، فدل هذا على أن حدوث تلك الأفعال إنما حصل من الله. وأيضاً قوله: ( وَ مٰا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ ) أثبت كونه(ص) رامياً، ونفى عنه كونه رامياً، فوجب حمله على أنه رماه كسباً وما رماه خلقاً. 1
در نقد اين استدلال نيز بايد گفت:
اولاً نفى رمى از پيامبر(ص) در اين آيه، درباره اثر خارقالعاده پرتاب سنگريزهها است، نه اينكه نفى در خصوص انجام اصل فعل از ناحيه پيامبر(ص) باشد؛ زيرا در همين آيه، رمى به پيامبر نيز نسبت داده شده است. 2
ثانياً پس از اينكه خداى سبحان با ملائكهاى كه نازل فرمود، مؤمنين را استوار و كفار را مرعوب كرد و با آن سنگريزهها كه رسول خدا(ص) به سمتشان پاشيد، فرارىشان داد و مؤمنين را بر كشتن و اسير گرفتن آنان تمكن داد و بدين وسيله كيد ايشان را خنثى و سر و صدايشان را خفه كرد. سزاوار است اين كشتن و بستن و اين سنگريزه پاشيدن و فرارى دادن، همه به خداى سبحان نسبت داده