125مىخواست، نه ما مشرك مىشديم و نه پدران ما و نه چيزى را تحريم مىكرديم!
اين آيه صراحت دارد بر اينكه مشركان مكه، شرك خود و پدرانشان را به خدا نسبت مىدادند و خود را در اين امر مجبور مىدانستهاند و بر اين باور بودهاند كه اگر خدا چنين نمىخواست، آنان را از شرك باز مىداشت.
وَ إِذٰا فَعَلُوا فٰاحِشَةً قٰالُوا وَجَدْنٰا عَلَيْهٰا آبٰاءَنٰا وَ اللّٰهُ أَمَرَنٰا بِهٰا قُلْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ يَأْمُرُ بِالْفَحْشٰاءِ أَ تَقُولُونَ عَلَى اللّٰهِ مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ (اعراف: 28)
و هنگامى كه كار زشتى انجام مىدهند، مىگويند: پدران خود را بر اين عمل يافتيم و خداوند ما را به آن دستور داده است! بگو: خداوند [هرگز] به كار زشت فرمان نمىدهد! آيا چيزى به خدا نسبت مىدهيد كه نمىدانيد.
از اين آيه نيز استفاده مىشود كه مشركان عصر رسالت، كارهاى فحشا و گناه خود را به بهانه تعلّق اراده و خواست خدا بر آنها توجيه مىكردند. وَ قٰالُوا لَوْ شٰاءَ الرَّحْمٰنُ مٰا عَبَدْنٰاهُمْ ؛ «آنان گفتند: اگر خداوند رحمان مىخواست، ما آنها را نمىپرستيديم!» (زخرف: 20)
در اين آيه نيز مشركان براى توجيه اعمالشان به مشيت الهى تمسك جستهاند. البته آيات ديگرى نيز بيانگر اين حقيقتاند كه به دليل اختصار از ذكر آنها خوددارى مىكنيم. 1 اين انديشه پس از اسلام نيز بين مردم و حتى برخى صحابه مطرح بوده است 2 و اموىها نيز از